نامه تکان دهنده یک دختر روستایی به مسولین

وبلاگ " ماباولایت زنده ایم " نوشت :
در بازدید جمعی از مسئولین شهرستان و دانشگاه علوم پزشکی شیراز از روستای محروم چاه گونی که این روزها میزبان جمعی از دانشجویان گروه های جهادی است، دختر بچه ای با حضور در جمع بازدید کنندگان نامه زیر را خطاب به مسئولین شهرستان استان و کشور قرائت کرد.

 

 به نام خدا

ما روستای خود را دوست داریم،

ما در روستای محروم زندگی می کنیم، یعنی چیزهایی که همه جا دارند، ما نداریم.

خانه های ما از سنگ و گل ساخته شده که در آنها به سختی زندگی میکنیم.

اگر زلزله بیاید خانه های ما محکم نیست.

در این جا اگر کسی مریض شود نمیدانیم چه کار کنیم، چون راه روستایمان خیلی خراب است و نمیتوانیم او را به شهر برسانیم تا دکتر او را مداوا کند.

روستای ما روحانی ندارد و مسجد روستا هم خیلی خراب است.

ما در اینجا با بچه ها به سختی درس می خوانیم چون کلاس های ما خراب است و ما بچه ها فکر می کنیم کسی به فکر ما نیست یا ما را دوست ندارد.

بعضی از پدر و مادرهای ما مریض هستند و پول ندارند که به شهر بروند تا خوب شوند.

ما بچه ها دوست داریم جایی برای ورزش داشته باشیم.

ما بچه ها دوست داریم که روستای ما جاده داشته باشد.

پدرم میگوید از سال 42 می خواهند جاده درست کنند نمی دانم چرا درست نمی شود!

چند سال قبل صادق علی نژاد که جوان بود توی همین جاده ی خراب از بین رفت و همه روستا خیلی ناراحت هستند.

معلم ما می گفت: امام خمینی فرموده تار موی ما را به کاخ نشینان عوض نمی کند؛

مادرم می گفت:

خدا کند این مهمانان که آمده اند بتوانند برای ما کاری کنند!


تنظیم : حسینی